X
تبلیغات
کوهستان سبز

 قرار است امسال در سراسر ایران 500میلیون درخت کاشته شود با خواندن این خبر ها به یاد چند سال پیش افتادم که وقتی نیمه های شب خبر قطع درختان پارک جنگلی لویزان به گوش فعالین محیط زیست رسید . در نیمه های شب در عرض یک ساعت پس از اطلاع رسانی پارک لویزان پر از فعالین محیط زیست بود و در کنار فعالین محیط زیست مدیر کل وقت منابع طبیعی استان تهران آقای مهندس کولانی و تعداد زیادی از همکاران ایشان در اداره کل منابع طبیعی استان نیز در منطقه قطع درختان  حضور داشتند. در آن شب درحضور فعالان محیط زیست بولدوزها در حال کندن درختان پارک جنگلی لویزان بودند و هیچکس نمی توانست کاری بکند .

واقعا"برای فعالین محیط زیست  شبی سخت بود زیرا در برابر چشم آنان محیط زیست را تخریب می کردند ؛ آنان شاهد تخریب محیط زیست و قطع درختانی  بودند که مانند فرزندان خود دوست داشتن و از اینکه در آن نیمه های شب جهت قطع درختان از دست آنان کاری بر نمی آمد از خود احساس تنفر می کردند ؛ آن شب هر کس شماره تلفنی از مسئولین داشتند با آنان تماس  می گرفتیم (مخصوصا" ریاست ؛ معاون و مشاوران  سازمان حفاظت محیط زیست ) با هر شخصیتی که تماس می گرفتیم تلفن همراهش خاموش بود و انگار آن خانم منشی تلفن همراه شماره تلفنهای فعالین محیط زیست را می شناخت و با گفتن جمله " تلفن مورد نظر خاموش است و یا در دسترس نمی باشد " همه را عصبانی می کرد. در آن شب سرد دو سه نفر از خانم های مسن جمعیت مبارزه با آلودگی محیط زیست از جمله خانم دکتر ملاح (بانوی طبیعت ایران ) و بقیه بانوان عضو جمعیت که در پارک جنگلی لویزان حضور داشتن گریه می کردند و مرحوم ابوالحسنی که سالها درخت می کاشت نیز حضور داشت .  

 آن شب برای فعالین محیط زیست تهران "به علت قطع درختانی که سالها جهت به ثمر رسیدن آن زحمت کشیده بودند" شبی فراموش نشدنی بود. در آن زمان من به یاد قیافیه کودکانی افتادم که همه ساله در روزهای 15 الی 21 اسفند برای حفاظت از محیط زیست شهری در کنار بقیه مردم درخت می کاشتن ومی خواستن آینده محیط زیستی خود را با کاشت درخت تضمین نمایند .

چی می شد در آن شب سرد زمستانی ؛ یکی از مسئولین  در آن نیمه های شب از خیر خواب خوش شبانه اش می گذشت و یکی از تلفن ها را جواب می داد  ( همین مسئولین وقتی با ما فعالین محیط زیست کار دارند حتی نیمه های شب نیزفعالین محیط زیست را از خواب بیدار می کنند و با آنان تماس می گیرند)و می آمد پا در میانی می کرد و ادامه  قطع درختان پارک لویزان در نیمه های شب را متوقف می کرد تا صبح روز بعد ما فرصت می یافتیم تا از قطع بقیه درختان پارک لویزان جلوگیری کنیم.

 آری در یک شب سرد زمستانی  درختان  مرکز کشور ایران که آلودگی هوای در آن  بی داد می کند قطع می شود و هیچ فریاد رسی وجود ندارد.  آن شب درس خوبی آموختم که دیگر روی شماره تلفن مسئولین کشوری حسابی باز نکنم چون اگر قرار باشد این تلفنها در موقع کمک خواستن خاموش باشد پس داشتن شماره تلفن آنان ارزشی ندارند .

فردای صبح آن روز آقای حیدر زاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست در پارک جنگلی لویزان حضور یافت ولی ایشان خیلی دیر رسیده بود چون کارمندان شهرداری حتی تنه درختان را نیز در میان خاکها دفن کرده بودند.

 

 

 

 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 ساعت 22:45 | لینک ثابت |

با توجه به اینکه هفته قبل به مناسبت هفته منابع طبیعی مجبور شدم فقط خاطرات زیست محیطیم  را به مناسبت هفته منابع طبیعی بنویسم  و این خاطرات فقط در مورد مراسم های درختکاری در سالهای مختلف بود  ولی تصمیم دارم  از این به بعد این خاطرات  را به مناسبت های مختلف بنویسم و طرفی از بعضی از این فعالیتها عکسی در اختیارم ندارم  در صورتیکه که عکس های از این فعالیت های زیست محیطی به موقع توسط دوستان در اختیارم قرار بگیرید شاید بتوانم  همه مطالبم را همراه با عکس منتشر کنم که بسیار جالب خواهد بود .

اولین فعالیت زیست محیطی

پس از آشنای بنده با جبهه سبز ایران در نمایشگاه جشنواره مطبوعات در بهار سال 1378 که باعث شد  پریسا دخترم  به عضویت جبهه سبز ایران در بیاید و در اولین جلسه توجیهی اعضای تازه وارد به جبهه سبز شرکت کردیم  که این جلسه در روزهای دوشنبه اول هر ماه در دفتر جبهه سبز با حضور مدیر عامل جبهه سبز آقای دکتر معطری در پارک آزادگان برگزار می شود که ما در اولین دوشنبه خرداد در این جلسه توجیهی شرکت کردیم لذا اولین فعالیت زیست محیطی که بنده و خانواده ام در آن شرکت کردیم پاکسازی رودخانه کرج در مورخه  21 /3/1378 بود که به مناسبت هفته محیط زیست بود که  توسط جبهه سبز ایران برگزار شد. در آن سال با توجه به اینکه ما تازه به شهر جدید هشتگرد جهت زندگی رفته بودیم ( به علت بیماری فرزندم پریسا) لذا ما از اتوبوس های که در کرج مستقر بودند  جهت شرکت در مراسم استفاده کردیم و به قسمت پل خواب رودخانه کرج اعزام شدیم . چون اولین برنامه زیست محیطی بود که ما در آن شرکت می کردیم  با توجه به اینکه این نوع فعالیتهای (پاکسازیهای نمادین ) تازه داشت باب می شد و همچنین این فعالیتها حرکتهای تازه و نوظهور در شرایط  آن زمان بود  لذا تعداد زیادی از اعضای جبهه سبز در این برنامه حضور داشتند در آن برنامه برای اولین بار با شخصی به نام ایرج معمار آشنا شدیم که که بعدها به یک دوستی جدی تبدیل شد. در آن برنامه به علت بالا بودند نفرات شرکت کننده مقدار زیادی زباله از داخل رودخانه کرج جمع آوری شد که یک کوهی زباله در درون رودخانه جمع آوری شد . داستان جالبی آنجا برای ما اتفاق افتاد. چون همه افراد حاضر در مراسم در طول رودخانه پراکنده بودند و هرکسی به جمع آوری زباله  قسمتی از رودخانه مشغول بود ما هم خانوادگی داشتیم فعالیت می کردیم و چند بار با کیسه های پر از زباله  از جلوی خانواده ای (که درآن محل در حال تفریح کردند بودند) گذشتیم فکر می کنم برای  ششمین بار بود که از آنجا می گذشتیم  که یک آقای مسن مارا صدا کرد و ما که به آنان نزدیک شدم خانم خانواده مقداری شیرین به ما تعارف کرد و مرد خانواده به من گفت شما جای مشغول به کار نیستی و بیکارید؟  بنده گفتم نه من مهندس متالورژی دارم و در ادارهای شاغل هستم دوباره پرسید  پس چرا صبح جمعه خودت و خانواده ات را برای جمع کردن آشغال خراب کردید تازه فهمیدم که او فکر می کند ما به علت درآمد داریم این کار را انجام می دهیم و وقتی گفتم ما فعال محیط زیست هستیم و این کار یک فعالیت فرهنگی است و به صورت نمادین برگزار می شود تا درس عبرتی برای دیگران باشد آن آقا تازه فهمید موضوع چیست؟ برای چند لحظه ای  به فکر فرو رفت و بعد از چند دقیقه گفت خدای من از صبح تا به حال می بینم که این خانم ها و آقایان شیک پوش دارند زباله از رودخانه جمع می کند پیش خودم گفتم نکند این زباله گران قیمت است و یا  شاید خیلی مهم و قیمتی باشند که آنان با این سر وضع دارند زباله جمع می کنند.

بلاخره مراسم اختتامیه پاکسازی نمادین رودخانه کرج  ساعت دوازده برگزار شد و حدود ساعت یک نیم بعد از ظهر ما به تهران باز گشتیم .

آن روز داستان جدید در زندگی ما رقم خورد و جرقه ای بود برای فردای فعالیت های اجتماعی ما که راه جدید بود .ولی در چند روز اول که به هر کسی می گفتیم ما زباله جمع کردیم همه مسخره می کردند مخصوصا" خیلی از کسانیکه سواد خواندن و نوشتن نمی دانستند و وقتی  اینان مرا مسخره می کردند برای خیلی گران تمام می شود لذا این فعالیت نمادین با این فعالیت انجام شد .     

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ساعت 23:16 | لینک ثابت |

 از سال 1378 که اینجانب در جشن روز درختکاری شرکت می کنم  ابتدا بیشتر کسانیکه که در این جشن شرکت می کردند افراد بزرگ سال بودند و به همراه سرپرست خانواده  کودکان آنان نیز در روزهای جشن درختکاری در عرصه های درختکاری حضور داشتن  ولی از سال 1380 با هماهنگی مدارس دانش آموزان نیز در این برنامه حضور فعال داشتن از جمله به یاد دارم که در سال 1382  از مدرسه راهنمائی دخترانه  بنکدار در باقر شهر (از جنوبی ترین نقطه شهر تهران و ضعیف ترین مدارس تهران از نظر امکانات آموزشی ) دو تا اتوبوس دانش آموز در مراسم شرکت کردند. ابتدا قرار بود ستاد هفته منابع طبیعی جهت اعزام دو دستگاه  اتوبوس با فعالین محیط زیست برای آن مدرسه همکاری کند ولی 24 ساعت قبل از مراسم اعلام کردند که امکان آمدن دانش آموز به عرصه درختکاری وجود ندارد و بنده  هم  هماهنگی کرده بودم و مدرسه از اولیائی  تعداد 100 دانش آموز اجازه گرفته بود که در برنامه  درختکار شرکت کنند  و من در سر دو راهی مانده بودم نزدیک عید بود و به علت کارمند بودن  یک پس انداز صد هزار تومانی داشتم  لذا با خانم دکتر توسلی صحبت کردم که دانش آموزان را در برنامه شرکت دهیم و اگر سازمان جنگلها و ستاد هفته منابع طبیعی پول کرایه اتوبوسها را داد که هیچ ولی اگر نداد من و سرکار خانم توسلی هر کدام نصف کرایه اتوبوسها که پنجاه هزار تومان بود از جیب مبارک خود پرداخت نمائیم لذا مدرسه دانش آموزان و یک فاکتور پنجاه هزار تومانی برای بنده در روز جشن درختکاری سال 1382 ارسال کرد ( در آن سال آقای احمدی نژاد که شهردار تهران بود در برنامه روز جشن درختکاری شرکت کردند )

لذا در هنگام برگزاری برنامه فاکتور را پیش آقای دکتر شاعری دبیر ستاد هفته منابع طبیعی و مدیر دفتر مشارکتها و ترویج بردم ایشان اول با جدیت گفت که امکان پرداخت این فاکتور وجود ندارد بنده تا آن روز با آقای مهندس عبدی نژاد مستقیم  کار نکرده بودم  که در حضور آقای عبدی نژاد و چند نفر دیگر با حالت عصبانیت به دکتر شاعری گفتم چه را از روز اول از حضور دانش آموزان حمایت کردید و در آخرین لحظات بد قولی کردید که دکتر شاعری گفت من اصلا" شما را نمی شناسم و چند سخن  دیگر که بنده گفتم آقای دکتر شما مرا کاملا" من شناسی و داشتم فاکتور پاره می کردم که آقای عبدی نژاد فاکتور را از بنده گرفت و گفت من این فاکتور را تا چند روز دیگر پرداخت می کنم و ایشان گفت من امروز در میان دانش آموزان که شما به درختکاری آوردید حضور داشتم آنان در کاشت درخت  با تمام وجود تلاش می کردند و از این کارهای فرهنگی حمایت می کنم .

روز بعد مبلغ  فاکتور اتوبوس را از حقوق مبارک به حساب بانک  مدرسه واریز کردم و وقتی قرار بود برای خرید شب عید با همسر خرید برویم به ایشان  گفتم  که مبلغ پنچاه هزار تومان به کسی قرض داده ام و او شاید تا دو ماه دیگر نتواند بدهی خود را  پرداخت کند (بیچاره خانم من چون از بنده در این مورد کارها زیاد دیده بود فقط سکوت کرد ) از طرفی روز بعد از درختکاری آقای دکتر شاعری شهردار منطقه 22 شد آقای عبدی نژاد از مدیر کلی منابع طبیعی استان تهران به مدیریت دفتر مشارکتها و ترویج سازمان جنگلها جانشین آقای دکتر شاعری شد ( در آن زمان دفتر مشارکتهای مستقل از معاونت آموزش سازمان بود ) و فاکتور مظلوم بنده پس از چهار ماه پرداخت گردید آن هم مبلغ چهل هزار تومانش به دست بنده رسید ( سازمان فاکتور را کامل پرداخت کرد ولی دفتر شبکه تشکلهای زیست محیطی مقداری خرج کرده بود که ده هزار تومان از این مبلغ خرج آنجا شد)

در ضمن با حضور مهندس عبدی نژاد به دفتر مشارکت ها وترویج ..  خدمات بزرگی به فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد در منابع طبیعی در دوره ایشان انجام شد واگر  قرار باشد روزی به خادمین واقعی  محیط زیست و منابع طبیعی در ایران مدالی اهدا کنند اولین شخصی که باید مدال بگیرد ایشان است .

  و این هم یکی دیگر از فعالیتهای فرهنگی بنده در هفته منابع طبیعی می باشد . 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 ساعت 18:43 | لینک ثابت |

طبق برنامه هر ساله  هر روز جمعه ای که در هفته منابع طبیعی قرار دارد به نام "روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای  مردم نهاد و آموزه های دینی نام گزاری شده است . در آن روز همه دوستداران منابع طبیعی با کاشت درخت روز جشن درختکاری را گرامی می دارند .

امسال در روز جمعه مورخه 21/12/1388 از ساعات 8—11 روز جشن درختکاری می باشد و قرار است امسال مراسم جشن درختکاری و کاشت درخت در منطقه سوهانک انجام شود.

 لذا همه دوستداران منابع طبیعی ؛ پیشکسوتان محیط زیست و کوهنوردی ؛  کوهنوردان ؛ فعالین محیط زست ؛ بسیجیان ؛ سازمانهای  مردم نهاد زیست محیطی ؛ جانبازان ؛ هنرمندان ؛ دانش آموزان ؛ دانشجویان ؛ اساتید ؛ خبرنگاران ؛  گروههای کوهنوردی کارگری ؛ پایگاههای بسیج ؛ پایگاههای همیاران سلامت ؛ کانون های  جهاندیدگان و بقیه اقشار مردم در جشن درختکاری شرکت کنند .

انشاء الله  همگی جهت کاشت درخت  در روزجمعه در منطقه جنگلکاری سوهانک همدیگر را ملاقات می کنیم و همه باهم در کنار هم برای سلامتی فرزندان و آیندگان خود درخت می کاریم .

آدرس مکان درختکاری شرق بزرگراه بابائی بعد از شهرک امید به طرف لشگرک و شمال پل لشگرک سمت چپ سه راهی گردنه قوچک به طرف سوهانک  جنگلکاری سوهانک می باشد
نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 23:59 | لینک ثابت |

عرصه  درختکاری روز جشن درختکاری در سال 1387 در شهرستان پاکدشت و در بالای محله حصار امیری در ده امام بود. شاید این محل حضور معرف دوستان باشد . وقتی که اتوبوس حامل فعالین محیط زیست از کنار کوره پزخانه های قیامیدشت گذشتند و به ده حصار امیر رسیدم ؛ بنده وقتی به  بقیه دوستان درون  اتوبوس گفتم که در این مکان بیش از 24 کودک به دست بیجه کشته شدند همه شوک  شدند و وقتی اتوبوس مسافرین را پیاده کرد و آقای مهندس طاهری به استقبال ما آمد از خنده هایش فهمیدم انگار چیزی می خواهد بگوئید لذا بنده پیشدستی کردم  و به آقای طاهری گفتم  امسال مراسم درختکاری را در قتلگاه بیجه برگزار کردید که ایشان گفت پس تو هم می دانی ؟ گفتم  بلی

 محمد بیجه کیست و چه سر نوشتی داشت؟

محمد بسیجه معروف به محمد بیجه (متولد 1361 در قوچان ) متهم اصلی جنایات پاکدشت بود. وی کارگر کوره‌پزخانه‌ای در همان منطقه بود که به تجاوز و قتل بیش از ۱۷ کودک و ۳ بزرگسال اعتراف کرد. ماجرای قتل کودکان در اطراف تهران، به عنوان بزرگ‌ترین پرونده جنایی چند سال اخیر در ایران شناخته شد و بشدت افکار عمومی را در کشور تحت تأثیر قرار داد.

بیجه یک شهروند این کشور بود که در یک از مناطق حاشیه ای پایتخت زندگی می کرد ( داستان مناطق حاشیه ای  شهرهای بزرگ که معضلات اجتماعی مخصوص به خود را دارند  و گاهی این مناطق  می توانند  برای یک شهر بسیار خطرناک باشند همیشه در معضلات شهر نشینی مطرح است ) در دوران کودکی خود گرفتار یک سری از خشونت جامعه می شود و این خشونت ها در دلش  ماندگار می شود و به یک عقده روانی تبدیل می شود و در بزرگسالی خود عامل خشونت به دیگران می شود . او اعتراف کرده خود در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته بوده و قصد انتقام‌گیری از جامعه را داشته و از مرگ زودهنگام مادرش و کمبود محبت ناشی از آن در کودکی رنج می‌برده است. بیجه درباره‌ انگیزه‌ اصلی‌اش برای ارتکاب قتل گفت: من از بچگی تحت ظلم بودم و وقتی زندگی‌ام را با دیگران مقایسه می‌کردم، ناچار دست به چنین اعمالی زدم. از طرفی افرادی که فرزندان دلبندشان در دام  محمد بیجه گرفتار می شوند آنان نیز حاشیه نشین بودند و شاید از حق حقوق اجتماعی هیچ اطلاعی نداشتن و آنقدر در این جامعه مظلوم واقع شده بودند  که فریادشان به هیچ کجا نمی رسیده  است.

 وقتی بیجه چهارده یا پانزدهمین قتل خود را مرتکب شده بود بنده  در اتوبوس مامازند از یکی از مسافران شنیدم که می گفت که می خواسته است فرزندش را در یکی از کوره پزخانه های حصار امیر مشغول به کار کند که صاحب کوره پزخانه به این شخص می گوئید به علت اینکه بیش از پانزده کودک در این اطراف کشته یا مفقود شدند و من نمی توانم سلامت کودک شما را تضمین کنم لذا از به کار گرفتن کودک شما در اینجا معذورم.بیجه آنقدر آدم کشت که نوبت به بردارش که رسید توسط برادرش لو رفت ( چون در آخرین قتل که انجام داد دوست بردار خود را به قتل رسانده که برادرش به معمای قتل بیش از 20 نفر پی می برد و بیجه احساس خطر می کند ولی برادرش پیش دستی کرده و همانروز اول را لو می دهد  ).

در مورد حوادث بیجه ؛ حرف حدیث بسیار بود ولی بیجه شهروندی بود که به علت نبود عدالت اجتماعی در جامعه ؛ خود قربانی شد ولی پیش از قربانی شدن بیش از 20 نفر انسان دیگررا قربانی کرد ( بعضی اعتقاد دارند اکثر مقتولین بیجه افغانی بودندو به دلیل اینکه غیر قانونی در ایران زندگی می کردند پس از قتل فرزندان خود جرات شکایت نداشتن ولی این سوال مطرح می شودفرق بین انسان با انسان در چیزیست ؟ آنان حتی اگر تبعه ایران هم نبودند ولی در سایه حکومت اسلامی زندگی می کردند و مسلمان بودند و از همه مهمتر انسان بودند ) و در جامعه رعب وحشتی حاکم کرد که ماه ها و سالها افراد زیادی را هشیار کرد تا مواظب اطفال خود باشند و بعضی را آنچنان داغ دار کرد که تا زنده اند غم از دست دادن فرزند ؛ برادر ؛ خواهر ؛ دوست  و هموطن خود را از یاد نمی بردند .

درست است بیجه قاتل بود ولی هر کسی  به سر نوشتی که او به آن دچار شد دلش می سوزد چون او مقصر صد در صد نبود و دیگران زیر پای او پوست خربزه گذاشتن ولی متاسفانه مجازات  مسئولینی که در این قتلها کم کاری کردند و باعث شدند که این قتل ها به بالای 20 نفر برسد چه بود.

 او در مورد حکم اعدام خود گفته بود: استحقاق حکم اعدام را ندارم. وی در ‪ ۱۵شهریور ‪ ۱۳۸۳دستگیر و در شعبه ‪ ۷۴کیفری استان تهران محاکمه و در تاریخ ‪ ۲۷آبانماه همان سال به ‪ ۱۶بار قصاص و یک بار اعدام، ‪ ۱۵سال حبس و ‪ ۱۰۰ تازیانه حد الهی محکوم شد. وی گفته بود اگر دستگیر نمی‌شد ۱۰۰ کودک را از بین می‌برد. نیروی انتظامی شانزده تن از مأموران و افسران خود را در رسیدگی به این پرونده «مقصر» دانست و قوه قضاییه نیز اعلام کرد که دادستان پاکدشت و همچنین دو بازپرس و یک دادیار دادسرای این شهرستان در رسیدگی به پرونده «کوتاهی» کرده‌بودند

 راستی داستان درختکاری بود نمی دانم این بیجه از کجا پیداش شد.

ولی سال گذشته بنده و دوستان برای همه کودکانی  که در آن قتلگاه کشته شدند درخت کاشتیم و حتی برای اینکه خداوند از سر تقصیرات بیجه بگذرد یک عدد درخت برایش کاشتیم چون می دانم که اگر کسی می توانست پیش آنکه بیجه یک قاتل حرفه ای بشود بر حقارتها ؛ ظلمها و درد دلهای بیجه ملهم شفابخش بگذارد او به این سر نوشت گرفتار نمی شد از طرفی خداوند بسیار بخشنده و مهربان می باشد.       

 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 ساعت 22:46 | لینک ثابت |

در سالهای 1384 لغایت 1387 ستاد هفته منابع طبیعی از تشکلهای زیست محیطی خواست  که  روز جشن درختکاری  رادر عرصه های خارج از محدوده شهر تهران  برگزار کنند  لذا در سال 1384 و 1385 عرصه کاشت درخت در منطقه ای از شهرستان شهریار انتخاب شد و محل  انتخابی  یک طرحی بیابان زدائی بود( جلو گیری از پیشروی بیابان ) که این طرح جهت جلوگیری از پیشروی بیابان به سمت استان تهران در حال اجرا بود و تشکلهای زیست محیطی  در آن منطقه درخت کاشتن. که به علت فاصله زیاد آن عرصه نسبت به شهر تهران بیشتر وقت شرکت کنندگان در اتوبوس شرکت واحد گذشت زیرا زمان لازم برای رفت و برگشت چهار ساعت بود که فعالین محیط زیست  در این عرصه مدت زمان کمی حضور داشتن و تعداد درختان کاشت شده  در این روز برای شرکت کنندگان خیلی  کم بود.

 ولی در سال 1386 ستاد هفته منابع طبیعی از ستاد هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در هفته منابع طبیعی خواست که فعالین محیط زیست   جهت انتخاب عرصه با ستاد همکاری کنند لذا پیشنهاد شد که از چند عرصه کاشت درخت دیدن کنند لذا یک ماه قبل از برگزاری روز جشن درختکاری بنده و تعداد از فعالان محیط زیست جهت انتخاب عرصه یک روز صبح جمعه به شریف آباد رفتیم ( اولین مکان برای بازدید)  با توجه به اینکه در هنگام ورود به اداره منابع طبیعی شریف آباد از ما استقبال گرمی شد و با دادن یک صبحانه ما را نمک گیر کردند و همچنین در هنگام بازدید از عرصه ای که نزدیک شهرک صنعتی آباد بود مدیر اداره منابع طبیعی شریف آباد از فعالین محیط زیست خواهش کرد  که به احترام مردم شریف آباد روز جشن درختکاری در شریف آباد برگزار شود لذا با بازدید از  اولین عرصه ؛ همان مکان در سال 1386 جهت برگزاری  برنامه جشن درختکاری انتخاب شد

ولی از طرفی به علت اینکه روز جشن درختکاری آن سال  با 27 ماه صفر مصادف شده بود خیلی از مسئولین می خواستن جشن درختکاری در آن سال برگزار نشود که بنده پیشنهاد دادم که برنامه جشن درختکاری در آن سال برگزار شود ولی پیش از برگزاری مراسم درختکاری  افراد حاضر در برنامه در مراسمی دعا و نیاش شرکت کنند که با این پیشنهاد این  برنامه برگزار شد.

 ولی از اتفاقات ناخوشایند در آن برنامه تبلیغات زیاد کاندیدای مجلس بود که با پخش تراکت و بروشور در میان مردم و همچنین  عدم برنامه ریزی در هنگام پخش ومصرف مواد پذیرای بود که بعضی ها بیش از سهم خود مواد پذیرای گرفتن و به برخی هیچ چیز نرسید و از همه بدتر ریختن برشورهای تبلیغاتی و زباله های مواد پذیرای در عرصه بود که سرکار خانم دکتر ملاح و دیگر فعلان را ناراحت کرد و ایشان  گفت تا این زباله ها جمع آوری نشود حاضر به ترک عرصه کاشت درخت نخواهد شد که باعث پاکسازی عرصه شد .

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 ساعت 23:15 | لینک ثابت |

به دعوت سازمان پارکها و با همکاری فعالین محیط زیست در مورخه 17/12/1388 تعداد 240 نفر از دانش آموزان و فعالین محیط زیست  شهر تهران در منطقه کن در کنار دکتر قالیباف درخت می کارند . این برنامه جهت فرهنگسازی و استفاده صحیح   از محیط زیست و منابع طبیعی و همچنین بالابردن روحیه مشارکت پذیری دوستداران منابع طبیعی و محیط زیست و مسئولین برگزار می شود .

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ساعت 0:6 | لینک ثابت |

در سال 1386 در جلسات  کمیته محیط زیست شورای شهر و در کارگروه باغات و فضای سبز شهری به آقای مهندس مختاری مدیر عامل سازمان پارکها و فضای سبز پیشنهاد شد در هفته منابع طبیعی  تشکلهای زیست محیطی نیز در برنامه درختکاری با آقای قالیباف شهردار تهران حضور داشته باشند  لذا اینجانب و سرکار خانم توسلی از این پیشنهاد حمایت کردیم و برای درختکاری در آن سال عرصه کهریزک از تشکلهای زیست محیطی خواستیم که در این برنامه شرکت کنند.

در آن سال حدود شش دستگاه  اتوبوس از تشکلهای زیست محیطی و دو تا اتوبوس از کارمندان سازمان پارکها و تعداد زیادی خودروی شخصی در برنامه حضور داشتن ولی در آن سال چهار مشکل اساسی در برنامه  وجود داشت که عبارتند از :

1 – نگاه به فعالیت تشکلهای زیست محیطی یک نگاه کارفرما ؛ کارگر بود یعنی مدیران فکر می کردند که فعالین محیط زیست باید مثل کارگران  تابع دستورات مدیران باشند اگر آنان گفتن بیاید ما فعالین محیط زیست بگوئیم چشم و اگر گفتن برو ما دوباره بگوئیم چشم ؛ لذا آن سال در هنگام حضور ما در عرصه پس از یک ساعت شخصی آمد گفت که کار شما تمام شده است و می توانید بروید که مورد اعتراض فعالین محیط زیست قرار گرفت زیرا آنان می خواستن در کنار شهردار تهران درخت بکارند  لذا افراد دو تا از اتوبوسها که با هماهنگی اینجانب در برنامه حضور داشتن  به محل جایگاه که قرار بود آقای قالیباف در آنجا صحبت کند رفتیم و تازه فهمیدی یک جماعتی از یک ساعت قبل در آنجا حضور دارند و 90 درصد صندلی ها پر شده است لذا ما بنا به اعتراض به داخل چادر رفتیم ودر کنار  مسئولین از جمله آقای حداد عادل ایستادیم و منتظر آمدن آقای شهردار شدیم که مسئولین سازمان پارکها وقتی دیدن که ما حاضر به ترک سالن (همان چادر ) نیستیم لذا  چند تا صندلی آوردند و تعدادی از سالمند همراه ما روی صندلی ها نشستن .

2 – در سالنی که قبلا" با چادر بر پا شده بود به خاطر یک مراسم  چند سعت هزینه زیادی شده بود.

3 – آقای قالیباف و دیگر مسئولین در یک جایگاه مخصوص درخت کاشتن و اجازه داده نشد مردم در کنار آنان درخت بکارند .

4 – در هنگام گفتگو با آقای قالیباف خبرنگاران اجازه نمی دادند که فعالین محیط زیست با ایشان صحبت کنند که بنده با صدای بلند از آقای قالیباف خواستم که اگر به خاطر درختکاری و هفته منابع طبیعی آمدن به جای پرداختن به مسائل سیاسی به مشکلات فعالان محیط زیست گوش فرا دهند چون اعتقاد داشتم روز درختکاری روز ما فعالان محیط زیست است . که بعدها آقای حیدرزاده گفت پس از آن گفتگو اینجانب  با آقای قالیباف ؛ ایشان از ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری و معاونت اجتماعی شهرداری خواسته بود که مشکلات تشکلهای زیست محیطی که در حوزه شهری کار می کنند را رفع نمایند.

در سال گذشته (1387) در روز درختکاری با شهردار تهران جهت حضور فعالین محیط زیست در برنامه درختکار بیشتر از دانش آموزان مدارس کمک گرفتیم زیرا  اعتقاد داریم که با ید با فرهنگ سازی جهت حفاظت و صیانت (سیانت ) از منابع طبیعی در میان  نوجوانان و جوانان تلاش کرد.

 

 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در دوشنبه هفدهم اسفند 1388 ساعت 0:2 | لینک ثابت |

 

در سال 1380 روز جشن درختکاری در مورخه 17/12/1380 در منطقه تلو برگزار شد. ( در هفته منابع طبیعی یک روز به نام " روز منابع طبیعی ؛ سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی که به جشن درختکاری مشهور است  ) بنده به همراه خانواده و با تشکلهای زیست محیطی  در مراسم درختکاری در عرصه تلو در مسیر جاده لشگرک شرکت کردیم . طبق هر سال پس از حضور در عرصه با توجه به اینکه بنده در بخش هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در ستاد هفته منابع طبیعی نیز حضور داشتم  لذا پس از آنکه تشکلهای زیست محیطی را در مکانهای که قرار بود درخت بکارند مستقر شدند من به همراه دخترم و همسرم به کاشت درخت مشغول بودیم که ناگهان آقای دکتر حجتی وزیر کشاورزی وقت به عرصه کاشت درخت ما آمد  با توجه به اینکه ایشان نیز می خواست نهالی نمادین بکارند با دیدن پریسا دخترم که با آب پاش و بیل مخصوص خودش در حال کاشت درخت بود به ما نزدیک شد او ما با سلام و احوالپرسی کرد  ایشان از پریسا خواست که جمله ای در باره درخت بگوید که دخترم  جواب داد آقای وزیر نیز  لطفی کردند و یک سکه نیم بهار آزادی به پریسا هدیه دادند  با توجه به اینکه بنده نذر داشتم که به مناسبت فعالیتهای زیست محیطی از کسی چیزی قبول نکنم به یاد آمد که پریسا چند روز بود که دوست داشت برای جشن نیکو کاری هدیه بدهد و در آنجا نا خداگاه  دخترم به آقای وزیر گفت من این سکه را به جشن نیکو کاری می دهم .لذا پس از پایان جشن درختکاری ما با اتوبوسهای ونک به میدان ونک رفتیم و ما (خانوادگی ) سکه نیم بهار آزادی را به شیر خوارگاه آمنه به نیابت از وزیر کشاورزی هدیه دادیم  و رسیدی دریافت کردیم که تصویر آن در این نوشته موجود می باشد .

با توجه به اینکه سالها مختلف بنده یا با خانواده و یا به تنهائی در فعالیتهای زیست محیطی شرکت می کنم ولی تاکنون ریالی بابت فعالیت زیست محیطی از کسی نگرفتم و اگر جای  خیلی مجبور بودم که هزینه در اختیارم قرار گرفت از هزینه های که به بنده پرداخت شده است در زندگی شخصی خودم  ریالی خرج نکرده ام و همیشه از نظر وقت گذاشتن یا برای فعالیت زیست محیطی مرخصی گرفته ام  و یا در وقتهای آزادم  فعالیت کردم و همچنین از نظر ایاب و ذهاب  و غذا نیز ریالی از کسی نگرفتم مگر زمان های که گروهی با ماشین شرکتهای متولی برنامه های زیست محیطی جهت برگزاری همایش و یا تهیه گزارشی به جای اعزام شدم از این امکانات  استفاده کردم  همیشه این شعار من بود" در فعالیتهای زیست محیطی نه از کسی چیزی می گیرم و نه اگر کسی در فعالیتی به من کمک کرد به کسی چیزی می دهم "  گاهی نیز اگر جای کسی برای پریسا کسی داده بنده  معادل ریالی آن از جیبم هزینه  کردم  و یک موردی توسط یک تشکلی که به نام بنده هزینه ای دریافت کرد که متاسفانه آن تشکل از اعتماد من سوی  استفاده کرد (که بعدا" در این مورد مطلبی می نویسم ) که آن تشکل امروزه دیگر وجود خارجی ندارد .

آخرین مورد فعالیتم در زمان ایام محرم امسال در طرح ساماندهی و حذف ظروف یکبار مصرف پلاستیکی بود که من فقط پی گیر بودم و شهرداری خوش خرج کرد .      

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در شنبه پانزدهم اسفند 1388 ساعت 22:55 | لینک ثابت |

                                      

آقای وزیر  با توجه به اینکه  در آستانه هفته منابع طبیعی  و روز جشن درختکاری می باشیم و امسال همچون سالهای  گذشته ازطرف ستاد هفته منابع طبیعی استان تهران از تشکلهای زیست محیطی  دعوت شده است که آنان همچون سالهای گذشته  در جلسات  ستاد هماهنگی  تشکلهای  زیست محیطی  هفته منابع طبیعی شرکت کنند و همچنین  قرار است اعضای تشکلهای زیست محیطی دوباره در روز جمعه 21/12/1388 که درروز شمار هفته منابع طبیعی به نام" منابع طبیعی و سازمانهای مردم نهاد و آموزه های دینی  " نام گذاری شده است جهت بسیج مردم برای کاشت درخت در یکی از عرصه های اطراف تهران با ستاد هفته منابع همکاری نمایند. ( که امسال در سوهانک می باشد)

ابتدا معرفی حضور

 اینجانب یکی از داوطلبان و فعال محیط زیست هستم به مدت یازده سال است که به علت یک نذز زیست محیطی ؛ جهت رفع مشکلات زیست محیطی کشور عزیزمان ایران به صورت داوطلبانه  تلاش می کنم و در این یازده سال در هفته منابع طبیعی جهت بالا بردن فرهنگ استفاده صحیح از منابع طبیعی در میان مردم مخصوصا" فرهنگسازی در میان کودک ؛ نوجوانان و جوانان جهت استفاده صحیح از منابع طبیعی بسیار تلاش کرده ام  و به مدت 9 سال است که در ستاد هفته منابع طبیعی در بخش هماهنگی سازمانهای مردم نهاد با ستاد هفته منابع طبیعی همکاری می کنم و در سال 1380 در مورخه 17/12/1380 روز جشن درختکاری وقتی دختر اینجانب  از دست وزیر کشاورزی وقت سکه نیم بهار آزادی هدیه گرفت ولی حدود ساعت یک بعد از ظهر همان روز ( درست سه ساعت بعد از اهدای سکه ) این سکه به نیابت وزیر به شیرخوارگاه آمنه هدیه شد که رسید اسکن شده آن در وبلاگ کوهستان سبز موجود می باشد و تاکنون ریالی از فعالیتهای زیست محیطی در زندگیم خرج نکرده ام  و هدف از گفتن این مطالب این است که خدای نکرده فکر نشود این نامه بر اثر غرض نوشته شده است  بلکه اینجانب بنا به وظیفه زیست محیطی و دفاع از منابع طبیعی این مطالب را می نویسم  و در سال 1382 در روز جشن درختکاری که در منطقه خجیر با حضور آقای احمدی نژاد برگزار شد ( ایشان شهردار تهران بودند ) از ایشان خواستم که محیط زیست در اولویت یک کاری شهردار تهران باشد .

 دو نکته مهم

 در اینجا جا دارد به دو نکته "بابت نوشتن این نامه"  اشاره کنم:

الف – به احترام  به روح  کهن مرد طبیعت ایران مرحوم حسین ابوالحسنی که یکی از عاشقان منابع طبیعی  بود و تا بالای سن نود سالگی درخت می کاشت و که سه ماه  است از میان ما رفته است  و در جوار حضرت حق به آرامش رسیده است .

ب – طبق گفته های آقای رئیس جمهوری در کنفرانس کپنهاگ که درخواست کرد سال 2011 را به نام سال اصلاح الگوی مصرف  در جهان  نام گزاری نمایند چون یکی از خواسته های قلبی فعالین محیط زیست اصلاح الگوی مصرف می باشد چه در ایران و چه در جهان می باشد و همچنین گفتند ایشان در هفته هوای پاک خواسته بود که به افکار فعالین محیط زیست احترام به گزارند این مطالب نوشته شده است .

 آقای وزیر آیا می دانید که ....

جناب وزیر نمی دانم در چند ماه گذشته که سکان وزرات کشاورزی به جنابعالی سپرده اند تا چه حد فرصت کرده اید صفحات  محیط زیست یا منابع طبیعی روزنامه های مانند همشهری ؛ جام جم ؛ اطلاعات ؛ قدس ؛ جوان ؛ اعتماد ؛ آفتاب یزد  ؛ جمهوری اسلامی و دیگر روزنامه و خبرگزاری را بخوانید.

 آیا می دانید هم اکنون که وزیر کشاورزی هستید بر سر جنگلهای پارک ملی گلستان ؛ نهارخوران ؛ ارسباران؛ گیلان ؛ مازندران و جنگلهای زاگرسی چه می آید؟ متاسفانه اخباری که از این نقاط منتشر می شود اخبار خوشایندی نمی باشد و در همه این مناطق حرف حدیث های وجود دارد که جمعی برای منافع شخصی و دیگر  قصد تجاوز به این مناطق را دارند .

آیا شما به آماری که توسط وزارت تحت امرشما در مورد کاهش در صد جنگلهای ایران در 50 سال اخیر اعتقاد دارید ؟ طبق گفته های  ریاست سازمان حفاظت  محیط زیست ( همین چند روز گذشته گفتن  ) در صد زیادی از جنگلهای ایران  در این چند دهه  نابود شده است . ایشان پیش بینی کرده است که اگر این روال ادامه داشته باشد در چند سال آینده چیزی به نام جنگل در ایران وجود نخواهد داشت و همه جنگلها به کویر تبدیل می شوند .

آیا می دانید یکی از دلایل کاهش جنگلها در ایران فقر می باشد ؟  در مناطق جنگلی و یا حاشیه های جنگلها؛ افراد فقیر زندگی می کنند که آنان جهت امر معاش با مجوز و یا بدون مجوز به قاچاقچیان چوب کمک می کنند و یا خود جهت ادامه زندگی به تخریب جنگل می پردازند همچنین بعضی ازنقاط جنگلها شمال که  افراد بومی در سالهای  گذشته  با نوشتن نامه و یا ملاقات با مسئولین وشخصیت های نظام ( به دلیل پایین بودن در آمد آنان و جهت امر معاش) در خواست عوض کردن وضعیت کاربری زمین جنگلی شده اند که با مجوز یا بدون مجوز ابتدا زمین های جنگلی را به زمین های شالی و یا  کشاورزی تبدیل کرده اند  و پس از چند سال بعد این زمینها به چنگال دلالان و آدمهای پول دار افتاد که با ساختن برج و ویلا باعث نابودی زمینهای کشاورزی نیز شدند و اگر در ایام تعطیلی مسیرتان به جاده های شمال بی افتد با راهبندانهای چند ساعته روبرو می شوید که نشان از وجود ویلاهای فراوانی در شمال است که این افراد حتی در ایام سرد سال به شمال مسافرت می کنند .

 راستی این پولدارها و دلالان از جان مردم چه می خواهند. اینان همان کسانیکه نیستند که بهترین زمینهای کشاورزی  مناطق ییلاقی اطراف تهران و شهرستانها را تصاحب کرده اند  و همچنین حاشیه های رودخانه ها را ملک شخصی خود کرده اند و هیچ کس به آنان توان گفتن"اینکه چرا حریم رودخانه ها ساخت ساز می کنی؟ "را ندارد و باعث ده ها مشکل زیست محیطی برای این مناطق شده اند و امیال  آنان  با ویلاها و برجها  که در ییلاقات  تهران  ساخته اند سیر نشده است  که برای خوشگذرانی بیشتر بکرترین و بی نظیر ترین جنگلهای هیرکانی را در شمال کشور و بقیه جنگلهای  مناطق دیگرکشور را برای چند روز خوش گذارنی  تخریب می کنند.

 آیا مسیرتان به کلارشت افتاده است ؟ همان کلاردشتی که روزگاری به بهشت ایران معرف بود و چنان دلالان بی خدا خبر این زمین ها را با بهانه مختلف از دست منابع طبیعی و یا کشاورزان  مفت مجانی بیرون آوردند و همین امروز  زمینهای کلاردشت  در بنگاهای املاک تهران در هر شبانه روز چند بار خرید و فروش می شود و کلاه گشاد آن فقط سر کشاورزان و منابع طبیعی رفته است ؟ آیا می دانید  این زمینها را  بنگاه های املاک به چه ارزانی خریده اند؟ چوب حراج زمینهای شمال حتی به تبلیغات داخل مترو تهران نیز رسیده است  اگر مسیرتان به مترو تهران افتاد حتما" چشم شما به تبلیغات داخل واگنها مترو  برای فروش زمینهای شمال از متری 50 هزار تومان تا 85هزار تومان را خواهد افتاد.

با توجه به اینکه  بیشتر وقت های یک وزیر با جلسات سپری می شود امیدواریم به اخبار صدا و سیما در مورد تجاوز به حریم منابع طبیعی دسترسی داشته باشید و  وقتی خبر قلع وقمع درختان منطقه حفاظت شده دنا  و یا خبر یورش لودر ها و بولدوزها به منطقه جنگلهای ابر را شنید چه واکنشی از خود نشان دادی؟ آیا می دانید چندین موارد تجاوزات دیگر به منابع طبیعی  در دوران وزارت شما اتفاق افتاده است ؟

آقای وزیر از فعالین محیط زیست و دوستداران منابع طبیعی چگونه انتظار دارید که از منابع طبیعی و محیط زیست حمایت کنند ولی وزیر کشاورزی وقت و ریاست سازمان محیط زیست وقت در سفرهای استانی در جلسه هیئت دولت در هنگام جاده کشی در جنگلهای ابر که کاملا" با اهداف وزارت کشاورزی و سازمان محیط زیست  مغایر است سکوت انتخاب کردند و حتی روی  کلمه ارزیابی زیست محیط برای این پروژه تاکید نکردند .

مصوبه های استانی بدون ارزیابی زیست محیطی

جناب وزیر  در تابستان گذشته که خبر جاده کشی در دماوند و علم کوه منتشر شود وقتی با مسئولین امر صحبت می شد آنان این جاده کشی را مربوط به مصوبه های  سفر استانی هئیت دولت به مازندران می دانستند و وقتی خبر   جاده کشی در جنگلهای ابر و پارک ملی گلستان  منتشر شد دوباره نام مصوبه سفر استانی رئیس جمهور به استان گلستان یا سمنان  مطرح شد و وقتی  در مورد جاده کشی در کلاردشت به قزوین نیز صبحت شد دوباره مصوبه سفر استانی مطرح شد و تازگی یکی از مسئولین شهرک اسلامشهر تخریب درختان روستای احمد آباد مستوفی ( کنار گوش شهر آلوده تهران ) که متاسفانه پیمانکار اشتباها" درختان قطع کرد  را نیز یکی مصوبه سفر استانی رئیس جمهور دانسته است .

آیا می دانید همین کشمکش های که بین مجریان طرح های عمرانی در مناطق بکرجنگلی از یک سوی و  فعالان محیط زیست ؛ کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی  ؛ اصحابه رسانه و دیگران از طرف دیگر باعث هدر رفتن وقت و سرمایه های ملی شده است  و یک از مشکلات جدی مطرح شده است به طرح و پروژه های عمرانی  که از دل مناطق جنگلی یا حفاظت شده می گذرد ( که از طرف استانداری و فرمانداری و ارگانهای عملیاتی مانند وزرات راه و یا وزرات صنایع و معادن و یا شرکت گاز که یک مصوبه ای را عملیاتی می کنند)  این است که این مصوبه ها ارزیابی زیست محیطی ندارند و  همینکه تعدادی درخت از ریشه کنده می شود و یا لودر ها و بیلهای مکانیکی شروع به ساخت جاده ای کردند اعتراض وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست و ارباب رسانه بلند می شود و کار متوقف می شود و کشمکش ها شروع می شود در این میان پای نیروی انتظامی و قوه قضای به میان می آید

 آیا راهی وجود ندارد که مصوبه های استانی در همان مرحله اول با حضور همه کارشناسان ارزیابی  زیست محیط گردد؟ اگر آن مصوبه ضد محیط زیست و منابع طبیعی بود به رئیس جمهور اطلاع رسانی شود تا ایشان شخصا" مصوبه را پس بگیرند و بعدا" این همه بین سازمانها و وزارت خانه کشمکش در گیری پیش نیاید . 

سخنی پایانی با مسئولین محلی

در مورخه 29/11/1388 با جمعی از فعالین محیط زیست و کارشناسان منابع طبیعی جهت ملاقات با آقای مهندس شهامت استاندار محترم استان گلستان و نماینده محترم رئیس جمهوردر پارک ملی گلستان رفتیم ولی متاسفانه ایشان را ملاقات نکردیم ولی  با مشاور ارشد ایشان ملاقاتی داشتیم و بسیار از نقطه نظرات فعالین محیط زیست را با ایشان در میان گذاشتیم و از ایشان  مجددا" در خواست کردیم  برای ما با آقای استاندار وقت ملاقات بدهند    ولی بعضی از مسئولین محلی با اعتراض به فعالین محیط زیست و رسانه ها  نسبت به اینکه شما در تهران در بهترین امکانات  زندگی می کنید  ولی  برای ما که با انواع و اقسام مشکلات دست پنجه نرم می کنیم تعیین تکلیف می کنید  و حال اگر جنگل ابر بکر دست نخورده وجود نداشته باشد و یا جنگلهای ارسباران نابود شود و ده ها اما دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باید به آنان گفت :

اگر برای تولید میزان اکسیژن که توسط یک درخت کهن سال در روز تولید می شود بخواهیم  از روش آزمایشگاهی این اکسیژن را تولید کنیم چه میزان هزینه باید کرد اگر روزی خدای نکرده  به مقداری هوای تازه احتیاج داشتیم ولی این هوای تازه وجود نداشت آن روز به ارزش نعمت های خدای پی خواهیم برد .

اگر مسئولین هرمنطقه و استان بخواهند در مورد استفاده از سرمایه های ملی و خدا دادی از قبیل مواد انرژی ؛ معدنی ؛ کانی و منابع طبیعی  موجود در آن استان را خود تعیین تکلیف کنند و یا اینکه چگونه از آن استفاده شود دیگر کشوری به نام ایران بی مفهوم خواهد بود وقتی نفت جنوب که باعث به گردش در آوردند اقتصاد مملکت است و در سراسر ایران همه به یک مقدار از آن منفعت می برند پس جنگلهای شمال که آنها هم ملی هستند  باید برای کاهش  آلودگی استخراج و نفت جنوب باقی بمانند .

به خدا اگر روزی  جنگلهای مناطق کشور نابود شود اولین کسانیکه زیان خواهند دید همان افراد بومی خواهند بود زیرا به هوای آلوده امروز شهر تهران بنگرید چه مقدار هزینه جهت رفع این آلودگی در حال تلف شدن است و چگونه مردم از کوچکترین تعطیلاتی جهت رفتن به طبیعت استفاده می کنند و همه افراد جامعه تهرانی  حتی کسانیکه روزگاری باعث تولید این آلودگی بودند امروز دارند از این آلودگی  ضرر می کنند . 

جناب آقای وزیر در ابتدای نامه صحبت از نذر شد در سال 1375 صاحب اولادی شدم تا دو سال هفته ای یکبار این کودک را نزد پزشک می بردم چون مریضی آن نامشخص بود ولی وقتی فهمیدم که این بیماری به علت آلودگی هوا است و پزشکان از بنده خواستن که هرچه زودتر شهر تهران را ترک کنم و بنده با خانواده  چند سالی در شهر جدید هشتگرد زندگی کردیم تا سلامتی به کودکم باز گشت در همان ایام نذر کردم که فرزندم سالم شود من بون هیچگونه چشم داشتی به محیط زیست خدمت کنم و امروز همان روز ادای نذر می باشد.

جناب وزیر اگر می خواهید آیندگان که وارثان واقعی این جهان هستند در مورد شما منصفانه قضاوت کنند از منابع طبیعی با چنگ دندان محافظت نمائید و فعالین محیط زیست از نیز کاملا" پشتبان شما هستند .

    

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در جمعه چهاردهم اسفند 1388 ساعت 19:42 | لینک ثابت |

 دوست عزیزی به نام  پیام. الف به بنده لطف کردند و با خواند مطالب وبلاگ کوهستان سبز یادداشتی با متن ذیل برایم ارسال نمودند .

امیدواریم با توجه به بی مهری هایی که در سالهای اخیر و اتفاقات جبران ناپذیری که در دوره ..... و در ادامه آن شاهد هستیم افتاده است، بر فعالیت تشکل های زیست محیطی واعضای آنها اضافه شود. راستی انجمن حمایت از حیوانات رو هم جا انداختید که از دهه ۷۰ آغاز به کار کرده و تشکل های فعال و تخصصی چون درنای سیبری و انجمن یوز از این انجمن شکل یافتند. این تشکل همچنین موفق به عضویت در گروه های حمایت از حیوانات جهانی شده و به ثبت رسیده است و کارنامه موفقی داشته است. هر چند طی سالهایی با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده.

بنده هر چه گشتم تا ایمیلی از این دوست عزیز پیدا کنم و مطالبم را به صورت خصوصی برای ایشان ارسال کنم ممکن نشد لذا لازم دیدم این مطالب با عذر خواهی رسمی از انجمن  حمایت از حیوانات  به خاطر افتادن اسم آنان از قلم در آن مطلب انجام شود .

ولی در اینجا لازم دو تا مسئله را  ذکر  کنم:

1 – تا آنجای که بنده اطلاع دارم  انجمن حمایت از حیوانات یک تشکل است که در فعالیت گروهی و مشارکتی با دیگر تشکلها کمتر شرکت می کند ( این مسئله ساخته و پرداخته ذهن بنده می باشد و امیدوارم اشتباه باشد  ) چون در فعالیتهای مثل درختکاری و مراسم نمادین پاکسازی ها کمتر شرکت می کردند. ولی در این چند سالی که بنده  فعالیت زیست محیطی انجام می دهم  فقط در دو تا از نمایشگاههای زیست محیطی دیدم که بچه های انجمن فعال می باشند  که در هر دو تا نمایشگاه از ایده های استفاده کرده بودند که یکی آن  کشیدن یک کایکاتور از سرکار خانم دکتر ابتکار رئیس وقت سازمان حافظت محیط زیست بود که خانم دکتر با حضور در غرفه و از فعالیت های انجمن حمایت از حیوانات قدر دانی کرد و در سال بعد با آوردن هندوانه و ترازو در غرفه انجمن  به کار هندوانه فروشی مشغول بودند ( با توجه به اینکه امروزه  اتفاقاتی زیادی که برای محیط زیست می افتد و فعالین محیط زیست قدرت انجام هیچگونه عکس العملی را ندارند و هندوانه فروشی حقیقتی است که نمی توان آن را پنهان کرد) همچنین دوستان  انجمن حمایت از حیوانات در آن نمایشگاه  یک بد قولی  کردند و آنان قول دادند  که آخر نمایشگاه هندوانه ها بین بازدید کنندگان ودیگر غرفه داران تقسیم کنند ولی در پایان نمایشگاه از تقسیم هندوانه هیچ خبری نشد  و یا ینکه خودشان به تنهای آنها را خوردند و یا هندوانه ها بردند فروختن ولی به هر حال ما هنوز هم چشممان به دنبال آن هندوانه می باشد.

2 – بنده در آن مطلب گفته ام فعالیتهای این چهار تشکل نشانه از نماینده چهار جریان و قشر مهم جامعه است که در فعالیتهای زیست محیطی حضور دارند  از جمله زنان  ؛ جوانان؛ کوهنوردان و بقیه افراد جامعه می باشند . ولی این گفته من دلیل بر نبود و یا کم کاری دیگران دوستان نیست حتی در زمانیکه که خانم طالقانی رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس ششم بود در جای ایشان می خواسته واسطه شود و بین جناب آقای آل داود مدیر عامل انجمن حمایت از حیوانات و خانم دکتر ابتکار میانجی گیری کند و کدورتی که بیان آنان وجود داشت را بر طرف کنند . ایشان (خانم طالقانی ) می گفت نباید این کدورت ها باعث خدای نکرده دشمنی شود .

در پایان از دوست عزیزم  پیام .الف انتظار دارم در صورتیکه برایش امکان دارد عکسهای از ایده های نمایشگاهی مانند هندوانه فروشی و یا دیگر فعالیتهای انجمن را برایم ارسال نمائید تا در موضوعات بعدی از آنها استفاده کنم .

  

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 ساعت 4:32 | لینک ثابت |

 

در سال 1384 برنامه روز جشن درختکاری با سالهای دیگر متفاوت بود در آن سال اعضای جبهه سبز ایران تصمیم گرفتند با یک حرکت نمادین نسبت به تشیع جنازه تنه یک درخت در برنامه جشن درختکاری شرکت کنند و این درخت پس تشیع با مراسم خاص خاکسپاری شد.

در سال 1384 طبق برنامه ریزی های انجام شده در  شورای هماهنگی تشکلهای زیست محیطی در ستاد هفته منابع طبیعی  مراسم کاشت درخت توسط فعالین محیط زیست در عرصه ای در منطقه جاده لشگرک و با حضور تشکلهای زیست محیطی و گروه های کوهنوردی  انجام شد. در این سال دبیر ستاد هفته منابع طبیعی هنوز جناب آقای مهندس عبدی نژاد بودند و تشکلهای همچون جبهه سبز ( هنوز جبهه سبز فعال بود )؛ جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ؛ انجمن حفظ محیط کوهستان ؛ انجمن کوهنوردان و دیگر تشکلهای زیست محیطی حضور فعال داشتند.

 همچنین شرکت ساپکو با تعداد زیادی از اتوبوس در برنامه جشن درختکاری شرکت کرده بود .

در این مراسم که تعداد زیادی از اعضای جبهه سبز حضور داشتن آنان با آوردن تنه یک درخت "که این درخت آن سال  در جنگلهای لویزان به وسیله عوامل شهرداری  قتل عام  شده بود (در این مورد نیز مطلب خواهم نوشت ) و به مراسم روز جشن درختکاری انتقال یافته بود تشیع و به خاک سپرده شد. در این مراسم جناب آقای هادی کاشانی چهره نام آشنای محیط زیست ایران با یک بلند گوی دستی با خواندن یک مرثیه که در هفت مرحله انجام شد  این تنه درخت تشیع شد ( داستان از این قرار بود که ایشان هر باری که می خواست قسمتی از مرثیه را بخواند تشیع کنندگان درخت را روی زمین می گذاشتن و مرثیه خوانده می شود و با پایان مرثیه خوانی  درخت دو باره بر روی دوش شرکت کنندگان حمل می شود تا اینکه مرثیه بعد خوانده شود ) در آن سال از مقامات مملکتی خبری نبود ( در سطح وزیران و یا شهردار تهران ) و با پایان مراسم و برگزاری مراسم اختتامیه همه شرکت کنندگان عرصه کاشت درخت کاری را ترک کردند .       
نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 ساعت 2:36 | لینک ثابت |

در جشن درختکاری  سال 1383 به جای وزیر کشاورزی و یا وزیر کشور در آن سال آقای احمدی نژاد در جشن درختکاری شرکت  کرده بود.  (ایشان آن زمان شهردار وقت تهران بودند)

 قضیه از این قرار می باشد آقای دکتر شاعری که مسئول دفتر ترویج و مشارکتهای مردمی سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری بود و از طرفی دبیر هفته منابع طبیعی نیز بود  و از دوستان نزدیک آقای احمدی نژاد می باشد ایشان را برای جشن درختکاری دعوت می کند  با توجه به این که بنده یکی از اعضای شورای هماهنگی فعالان محیط زیست در هفته منابع طبیعی بودم و در جلسات آن فعالانه شرکت می کردم تا روز جشن درختکاری مهما اصلی برنامه نامشخص بود.

 در آن سال با دعوت از سازمانهای مردم در جشن درختکاری همچنین برای اولین بار تعداد 80 دانش آموز از مدرسه راهنمای بنکدار باقر شهر از جنوبی ترین نقطه تهران  در برنامه حضور داشتن   و همچنین حضور تعدادی از سالمندان شهرک اکباتان دیگر مهمانان جشن درختکاری بودند.

 حضور تعدادی از عزیزان معلول و جانباز در برنامه از نکات مهم این روز جشن درختکاری بود.  

 از طرفی سردار صلاحی و سردار حجازی و تعداد زیادی از بسیجیان در آن سال در جشن درختکاری حضور داشتند

 محل کاشت درختکاری در منطقه خجیر بود در روز بعد از جشن درختکاری اعلام شد که دکتر شاعری به عنوان شهردار منطقه 22 معرفی شد که بعد از آقای دکتر شاعری آقای مهندس عبدی نژاد مدیر دفتر مشارکتهای سازمان جنگلها و ... شدند با توجه به خدمات ارزنده جناب آقای عبدی نژاد در دفتر ترویج که بعدا" چند مطلب از عملکرد خوب ایشان خواهم نوشت  همچنین دکتر شاعری  پس از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در دولت نهم ایشان چند وقتی به استانداری استان گلستان و پس به وزرات کشور رفت ( معاون وزیر کشور شد ) ایشان در دولت دهم به قائم مقامی سازمان حفاظت  محیط زیست منسوب شد

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 ساعت 2:23 | لینک ثابت |

مراسم کاشت درخت در "روز منابع طبیعی و سازمانهای مردم نهاد" که در روز جمعه واقع  در هفته منابع طبیعی در سال 1378 با حضور آقای موسوی لاری که آن موقع وزیر کشور وقت  بود برگزار شد.

  بعد از دوم خرداد سال 1376 با توجه به مشارکت بالا مردم در انتخابات آن سال مردم احساس کردند که باید حضورشان در فعالیت های اجتماعی بسیاربالاو چشمگیر باشد و  از جمله مواردی که که در  سالها پیش از سال 1376 در فعالیت های  اجتماعی اتفاق افتاده بود مخصوصا" در حوزه محیط زیست  بستر سازی جهت افزایش فعالیت های زیست محیطی در آن سالها بود  چون به طور هم زمان دو اتفاق مهم باعث شد که مردم فعالیت های زیست محیطی روی بیاورند:

1 – به علت اینکه  کشور جهت پیشرفت  از سالهای 1340 به بعد در حرکت به سمت  صنعتی شدن را آغاز کرده بود ولی متاسفانه به علت اینکه این صنعتی شدن بدون در نظر گرفتن مراحل توسعه پایدار بود ولذا در حین عبور از مرحله توسعه صنعتی  تازه مشکلات زیست محیطی در کشور در حال نمایان بود.

2 – هم چنین مردم جامعه احساس کرده بودند که باید جهت رفع بعضی از بحرانهای زیست محیطی  در فعالیت های اجتماعی حضور پر رنگ تر داشته باشند .

لذا در آن سالها در حوزه فعالیتهای زیست محیطی چهار حرکت تاثیر گذار در جامعه تشکلهای زیست محیط ایران ظهور کرده بود که اینان در کنار هم به کمک بعضی از نهادی دولتی در حال شکل دادن به فعالیتهای زیست محیط بودند که چهار جریان عبارتند :

الف – انجمن حفظ محیط کوهستان: این انجمن از سالهای 1372 به بعد با حضور جمعی از جامعه  کوهنوردان ایران  که به محیط زیست کوهستان علاقه داشتن شکل گرفته بود و بیشتر ماموریت سازمانی آنان حفاظت از محیط زیست کوهستان بود که از نظر حوزه  فعالیت  انجمن حفظ محیط کوهستان به عنوان یک نهاد مردمی با مشارکت " سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری   ؛ سازمان محیط زیست ؛ شهرداری منطقه یک ؛ فدارسیون کوهنوردی وگروههای کوهنوردی ؛ کمیته ملی المپیک و سازمان ملل متحد" همکاری می کردند .

ب – جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست :  این جمعیت نیز در سالهای 1374 و 1375 با حضور بعضی از بانوان شکل گرفته  است که حوزه فعالیت  آنان فرهنگسازی جهت حفظ محیط زیست در میان خانمها بود که اینان نیز به عنوان یک نهاد مردمی   با سازمان حافظت محیط زیست ؛ شهرداری تهران ؛ سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری  همکاری  می کردند.

ج – جبهه سبز ایران: این تشکل زیست محیط در سالهای 1375 به بعد شکل گرفته است و در حوزه محیط زیست شهری  فعالیت می کرد؛  جبهه سبز ایران  به عنوان یک نهاد مردمی با  مشارکت و همکاری سازمان حفاظت محیط زیست ؛ شهرداری تهران ؛ سازمان جنگلها و مراتع وآبخیزداری و سازمان ملل متحد همکاری می کردند.

د – انجمن آوای سبز: این انجمن از دانشجویان رشته های محیط زیست دانشگاهها  تشکل شده بود و  انجمن آوائی سبز به عنوان یک نهاد مردمی با سازمان حفاظت محیط زیست و  سازمان ملی جوانان  همکاری می کردند.  

این چها گروه از بینان گزاران اولیه  تشکلهای زیست محیطی بودند اگر بعد از این چهار تا انجمن  تشکلها یا انجمنها  و جمعیت زیست محیطی در جای از ایران  شکل گرفت یا از دل این چهار تا گروه  بیرون آمد ( یعنی از این گروهها انشعاب کردند ) و یا با کپی برداری ازروی این تشکلها انجام شده است .

لذا حضور آقای موسوی لاری در برنامه جشن درختکاری درسالهای 1378 و 1379  نشانه حمایت دولت از فعالیتهای زیست محیطی بود و ایشان در مراسم اختتامیه سخنرانی نمودند.  

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در دوشنبه دهم اسفند 1388 ساعت 23:25 | لینک ثابت |

درزمستان  سال 1378 اولین باری بود که با خانواده در جشن درختکاری  شرکت می کردیم. این برنامه به دعوت  دفتر مشارکت های سازمان جنگلها ومراتع و آبخیزداری  روز جمعه پس از پانزده اسفند و به درخواست  جبهه سبز ایران از اعضا ؛ به عرصه کاشت درخت در منطقه سرخه حصار  اعزام شدیم . آن سال در منطقه سرخه حصار  یک عرصه بزرگی را برای  درختکاری تشکل های زیست محیطی اختصاص داده بودند تا در آن عرصه درخت بکارند.  تعداد نفرات شرکت کننده در جشن درختکاری به قدر زیاد بود که که قابل شمارش نبود (شاید بالای دو هزار نفر)  در حین کاشت درخت بودیم که یک جمعیت زیادی خانم و آقا که اکثر آنان سالمند بودند وارد عرصه شدند در میان این جمعیت یک آقا و خانم خیلی مسن حضور داشتن که این جمعیت خیلی به آنها احترام می گذاشتن پس از گذشت چند دقیقه  آن جمعیت متفرق و پراکنده شدن و هر کسی به دنبال کاشت درخت رفت . این خانم و آقا مسن نیز در کنار ما  مشغول کاشت درخت شدن تا اینکه من پلاکارد جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست را دیدم  چون شناخت قبلی از آنان داشتم تازه  فهمیدم این خانم کهن سال سرکار خانم دکتر ملاح مدیر عامل جمعیت و آن آقای مسن شوهر خانم ملاح آقای ابوالحسنی هستند. آنان با چه صفای درخت می کاشتن . خانم ملاح در نگه داشتن و یا آب دادن درخت به مرحوم ابوالحسنی که با بیل پای درخت خاک می ریخت کمک می کرد تا اینکه  آقای ابوالحسنی  از تانکر حمل آب یک دبه آب برداشت من رفتم به ایشان کمک کنم که اواز کمک کردن من به ایشان امتناع کرد و از من تشکر کرد و با مهربانی فراوان پریسا که سه سال نیم سن  داشت با خودش پیش خانم ملاح برد من از فاصله دور ناظر کار آنان بودم  چنان گل می گفتن و گل می شنیدند که من فقط شاهد خنده بلند پریسا بودم  این اولین آشنای ما با کهن مرد و زن طبیعت ایران بود که بعدا" به یک دوستی صمیمی تبدیل شد پس از پایان جشن درختکاری و  روز بعد در صفحه اول روزنامه ها  به جای درج اخبار درختکاری سخن انتقادی  آیت الله خزعلی را که از حضور مشترک خانم ها و آقایان  در جشن درختکاری   را منشر کرده بودند.  در این چند سالی که با آقای حسین ابوالحسنی دوست بودم  همیشه از کاشت درخت صحبت می کرد و ایشان شاید در ایام عمر خود تعداد خیلی زیادی  درخت کاشته باشدولی با  کمال تاسف در پاییز امسال آقای ابوالحسنی دعوت حق را لبیک گفتند و به دیدار حضرت حق شتافتن  ایشان آنقدر به کاشت درخت احترام می گذاشت که وصیت کرده بود پس از فوت ایشان در مراسم هفتم و چهلم ایشان درختکاری شود که این وصیت توسط جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ؛ دوستان و خانواده  ایشان در کنار خانم دکتر ملاح عملی شد.  

 روحش شاد و راهش پر رهرو باد

در مورد مراسم روز درختکاری سال 1378 مطلب دیگری نوشته خواهم نوشت .  

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در دوشنبه دهم اسفند 1388 ساعت 0:45 | لینک ثابت |

در خرداد  سال 1375 به لطف خداوند صاحب فرزند شدم با توجه به اینکه ایشان  فرزند اولم بود  من به فرزندم بسیار علاقه داشتم ولی انگار یک مشکل کوچولو برای سلامتی نوزاد وجود داشت و آن این بود که ایشان همیشه یک مریضی مانند سرماخوردگی داشت که بعضی از روزها این بیماری شدید بود ولی بعضی از روزها مخصوصا" ایامی که در شهرستان گلپایگان بودیم مشکل  مریض ایشان خیلی کم می شد

خلاصه از همان ماه های اول تولد درمان دخترم شروع شد ولی این سرما خوردگی خوب نشدنی بود تا اینکه پس از دوسال که به مطب  انواع پزشکان مراجعه کردیم  یکبار یکی از پزشکان سالمند و با تجربه به بنده گفت  علت بیماری کودک شما آلودگی هوای تهران می باشد لذا او از ما خواست که از تهران خارج شویم من پس از اینکه فهمیدم سلامتی کودکم به آلودگی هوا و محیط زیست ربط دارد نذر کردم در صورت که سلامتی دخترم باز گردد فعالیت های اجتماعیم را به سمت سوی محیط زیست سوق دهم و ما به توصیه های دکتر گوش کردیم و به مدت سه سال به شهرستان هشتگرد جدید رفتیم  تا سلامتی به کودکم باز گشت .

در بهار سال 1378 در هنگام بازدید از نمایشگاه مطبوعات  چشم به غرفه جبهه سبز ایران افتاد به داخل غرفه رفتم ( با توجه به اطلاعاتی که در مورد محیط زیست و صلح سبز آلمان داشتم ) و داستان بیماری دخترم را برای آنان  تعریف کردم آنان از من خواستن که به جبهه سبز بپیوندم لذا روز بعد به همراه پریسا دخترم و مادرش به جشنواره مطبوعات رفتیم و پریسا در سن سه سالگی به عنوان کوچکترین عضو جبهه سبز ایران به عضویت جبهه سبز در آمد و این اتفاق باعث شد که سر نوشت زندگی خانوادگی به طریق دیگر رقم بخورد   

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در شنبه هشتم اسفند 1388 ساعت 23:53 | لینک ثابت |

در برنامه سفر به استان گلستان در برنامه ملاقاتی با آقای جمشیدی  مشاور ارشد استاندار گلستان بنده مطلبی را بیان کردم که پس از پایان جلسه آقای محمد درویش به بنده اعتراض کرد که چرا این مطالب را در وبلاگ خودت نمی نویسی . بنده در جواب گفتم که من اگر بخواهم سر گذشت یازده سال از فعالیت های زیست محیطیم را بنویسم شاید اگر هر روز مطلب بنویسم  برای نوشتن  ماه ها مطلب داشته باشم   و از طرفی بنده بعضی از کارها را برای رضای خدا انجام داده ام پس باز گو کردن آن کاری درستی  نیست  ولی استاد محمد دروش از من خواست که این مطالب را بنویسم و ایشان  در هنگام بازگشت از استان گلستان  از بنده  دو تا خواسته داشت :

1 – وبلاگ کوهستان سبز را در بلاگفا منتشر کنم  که جواب دادم  چشم جناب درویش

2 – خاطرات زیست محیطیم را بی کم کاست منتشر کنم که یکبار دیگر کلمه چشم را به کار بردم 

پس با توجه به اینکه در آستانه هفته منابع طبیعی قرار داریم و  در این یازده سال فعالیت زیست محیطی حدود ده سال است که در بخش شورای هماهنگی سازمانهای مردم نهاد در ستاد هفته منابع طبیعی فعالیت می کنم که وظیفه این شورا همکاری با تشکلهای زیست محیطی  در ایام برگزاری  هفته منابع  طبیعی  می باشد .

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در شنبه هشتم اسفند 1388 ساعت 23:50 | لینک ثابت |

                                           زندانی به نام تنگ

با شروع نیمه دوم  اسفند ماه  ؛ یواش  یواش در جلوی بعضی از مغازه ها و یا در کنار پیاده روها ؛ بساط  فروش تنگ های ماهی قرمز  شب عید نوروز شروع می شود. در هر بساط یک لگن بزرگ  وجود دارد که پر از ماهی  می باشد چون اکثر این ماهی ها  قرمز  رنگ می باشند لذا اصطلاح ماهی قرمز شب عید برایشان بیشتر به کار می رود  و در کنار لگن بساط ماهی فروشان  چند تا تنگ کوچک نیز است که در داخل هر کدام از آنها  یکی یا چند تا ماهی وجود دارد که این ماهی ها همیشه در حال جنب جوش هستند و انگار می خواهند از درون تنگ فرار کنند که به علت استحکام شیشه (جنس تنگ) امکان فرار برای آنان وجود ندارد مردم با خرید ماهی های کوچولو (که در تنگ های بلورین زندانی هستند) آنان را جهت گذاشتن در سر سفره هفت سین به منزل می برند.

حالا در ایامی که بازار بساط ماهی فروشان( ماهی کوچولوی قرمز رنگ ) داغ است و شما با فرزند خردسال خود که در حال قدم زدن در خیابان و کوچه ها هستید که ناگهان چشم فرزند خردسال شما به این ماهی رنگ وارنگ می افتد؛ حتما" کودکتان شما را به سمت این بساط ها ماهی فروشی خواهد کشاند و از شما در خواست می نمائید که برایش از این ماهی ها خوشگل خریداری کنید . برای شما دو حالت وجود دارد:

1 – در حالت اول شما با خریدن ماهی و  آوردن آنها به منزل؛ هر روز با وجدان خود درگیری می باشید که این ماهی کوچولو چه گناهی کرده است که باید در این تنگ کوچک زندانی شود و همچنین عید نوروز و آغاز سال نو خود را در کنار سفره هفت سینی آغازمی کنید که موجود بی گناهی را اسیر تنگ نموده اید.

2 – در حالت دوم از خرید ماهی خود داری می کنید که با اعتراض و گریه زاری فرزند خود روبرو می شوید و این نخریدن ماهی  باعث می شود که ذهن فرزند خردسالتان  نبست به شما بد شود و او روزی  چند بار با گریه و عصبانیت  به یاد شما بیاورد که  پدر و مادر خوبی  نیستید چون برایش ماهی قرمز نخردید و این باعث آزرده خاطری شما نیز خواهد شد.

                                                                  

 

چرا نباید در سفره هفت سین ماهی قرمز وجود داشته باشد

الف –از نظر تاریخی : تا صد سال پیش در عید نوروز اصلا"ماهی قرمز بر سر سفره هفت سین ایرانیان جای نداشت .و اگربه خواهیم از نظر تاریخی این مسئله را بررسی کنیم  نقاشی سفره هفت سین کمال الملک یک سند واقعی می باشد زیرا در این آثار هنری  از وجود ماهی قرمزرنگ در سر سفره هفت سین ایشان خبری نیست؛  لذا می توان گفت که حتی در دوره قاجارنیز مردم در سفره هفت سین از ماهی قرمز استفاده نمی کردند و این نشان می دهد که ماهی قرمز در این چند دهه اخیر بر سر سفره هفت سین راه یافته است. همچنین طبق بررسی ها نشان می دهد  فقط در کشور چین مردم در مراسم عید کشور خود از ماهی قرمز استفاده می کردند و  در پایان مراسم  عید نیز این ماهی ها کوچک را در آبهای  روان رها می کردند . ولی از حدود هشتاد سال پیش  همزمان با ورود چای از چین به کشور ایران استفاده از ماهی قرمز در جشنهای نوروزی که مخصوص ایرانیان می باشد نیز شایع شده است .

ب- از نظر بهداشتی :ماهی های قرمز سفره هفت سین می تواند عامل انتقال ویروسی به نام  سالموند به انسان شوند که یک نوع بیماری پوستی می باشد واحتمال دارد کسانیکه ماهی قرمز در منزل نگهداری می کنند مخصوصا" هنگامی که افراد خردسال جهت بازی با ماهی آن را دستمالی می کنند به این بیماری مبتلا شوند  و سلامتی خود و خانواده را در معرض خطر قرار دهند. 

ج- از نظر روانی : در بعضی از کودکان ؛ مرگ موجودات زنده در اطراف آنان می تواند آثار بد روحی برایشان  داشته باشد و چون کم تجربه هستند و هنوز مفهوم مرگ را نمی دانند و از نظر روحی آمادگی مرگ اطرافیان ندارند و آثار این مرگ  تا مدتها در ذهن آنان باقی می ماند و حتی  یاد این مرگها گاهی می تواند باعث بیماری های روانی در بزرگ سالی این افراد شود. از طرفی  کودکان به علت روحیه کنجکاوانه دوست دارند با هر چیزی که در اطرافشان است ارتباط برقرار کنند مخصوصا" با موجودات زنده بی آزارمانند ماهی قرمز و چون طول عمر ماهی های قرمز در حالت معمولی  کوتاه می باشد و بعضی مواقع به علت بی دقتی و کمبود اطلاعات افراد نسبت به نگهداری و حفاظت از این ماهیها ؛ باعث مرگ زود هنگام ماهی می شوند. حال مرگ ماهی می تواند آثار بدی در روی ذهن این کودکان بگذارد و گاهی مرگ ماهی یا هر موجود زنده دیگر در اطراف کودکان  و  باعث می شود که از نظر روحی و روانی به سلامت آنان آسیب جدی وارد شود

 

                                                            

                     

 

 

د - از نظر دینی :  ماهی قرمزی  را از محل زندگی  خود مثل  حوض یا رودخانه  به یک تنگ کوچک منتقل می کنند و این ماهی باید تمام  ایام عمر باقی مانده خود را در این زندان کوچک  سپری  کند؛ حالا اگر صاحب ماهی بدون آنکه  برای نگهداری  این  ماهی اطلاعاتی داشته باشد  مثلا" ماهی باید چه نوع غذائی بخورد و در چه دمای زندگی کند و چند روز یکبار آب را آن تعویض کند از همه بدتر در ایام تعطیلات است اگر کلیه افراد خانواده به مسافرت بروند این مهمان کوچولو باید چندین روز در خانه تک تنها بماند بدون آنکه مواد غذائی در اختیارش قرار گیرد یا آبش تعویض شود و در صورتیکه بمیرد جسدش چند روز در آب باقی می ماند که باعث آلودگی  فضای خانه خواهد شد.

 با توجه به مشکلات بالا حال در کدام دین و آیین مذهبی اذیت و آزار حیوانات مجاز شمرده شده است که ما باعث اذیت و آزار این موجودات کوچولو خدا می شویم .

پ – از نظر اقتصادی : با توجه به خرید و فروش ماهی قرمز در ایام اسفند ماه ؛ فرض کنید که حدود 10 میلیون خانوار ایرانی تصمیم به خرید ماهی قرمز بکنند و به طور میانگین هر خانواده دو تا ماهی بخرد اگر میانگین قیمت هر ماهی هزار تومان بگیریم در ایام عید نوروزی  چیزی حدود بیست میلیارد تومان پول جهت خرید ماهی قرمز توسط مردم در سال  هزینه می شود که مبلغ چشمگیری می باشد که متاسفانه این ماهی ها  تا پایان تعطیلات نوروزی زنده نخواهند ماند  .

لازم به ذکر است : ماهی های قرمز کنار خیابان  به علت اینکه یا در آب کلر دار قرار گرفته اند  و یا در اثر ضربه های غیر عادی در هنگام جابجای و جدا کردن آنها  از یک دیگر اکثرا" سکته زده می شوند همچنین  ریختن مواد غذائی چرب  به درون تنگ ماهی و یا استفاده از آب کلر دار در هنگام تعویض آب ماهی و یا فشاردادن ماهی با دست و یا به  خاطر  بازیگوشی کودکان نسبت به ماهی که او را تا حد مرگ در بیرون آب نگه می دارند و در آخرین لحظات که ماهی دارد جان می دهد  آن  را دوباره  به آب بر می گردانند تا دو باره جان بگیرد و این کار را چندین بار تکرار می کنند ( به قول عامیانه ماهی را شکنجه میدهند ) و خیلی  موارد دیگر که باعث کاهش  طول عمر ماهی می شود که در مدت کوتاهی بعد از خرید ماهی  میمرند یعنی از زمانیکه  شما ماهی را می خرید تا زمان مرگ آنان فقط چند روز بیش نیست  پس بیایم به خاطر خدا وسلامتی کودکانمان و  حفظ محیط زیست از استفاده ماهی قرمز در سفره هفت سین جلوگیری کنیم . 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حسین عبیری گلپایگانی در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 ساعت 22:12 | لینک ثابت |